rubika.ir/it27_ir rubika.ir/it27_ir :)')">

گرافیک

پوستر بروشور بنر با کیفیت بالا

گرافیک

پوستر بروشور بنر با کیفیت بالا

logo

۱۹۳ مطلب با موضوع «دین» ثبت شده است

التماس دعا


photo_2016-06

این پا و اون پا کردم از افطار

از سر شب حالم پریشونه

دست تو کلید ازادیم

مدتیه دلم تو زندونه

نذار که ابروم بره امشب

غیر خودت کسی نمیدونه

دامن تو تو دست لرزونم

اما یقم تو دست شیطونه

از سر شب میگفت نرو بیرون

خسته نکن خودت رو دیوونه

میگف میخوای بری برو اما

اخرشم تو رو میسوزونه

اما صدای مهربونی گفت

شب شبه قدر وقت بارونه

یه کوه غصه رو شونت باشه

وقت سحر سبک میری خونه

خوش به حال اون که نجف رفته

یا کربلاست یا که خراسونه

وای که چقدر خونه تو خوبه

بیچاره اون کسی که بیرونه

بیچاره اون که اومده امشب

اما تماشا چی و حیرونه

بیچاره اون که زیر این بارون

تشنه میاد و تشنه میمونه

من نمیخوام دوباره برگردم

پشت سرم همش بیابونه

هیچی ندارم ای خدا غیر از

این دل خسته ای که داغونه

خودم نشستم این میون اما

دلم نجف میونه ایوونه

کمک کنی من از همین الان

میخوام بدم یه قول مردونه

صحبت مردی شد دلم پر زد

برای اون که مرد میدونه

مردی که تو دلش پر از اهه

راز دلش رو چاه میدونه

مردی که تو چشاش پر از اشکه

اما لبش همیشه خندونه

مردی که کوله بارش و بسته

یه امشب و تو خونه میمونه

چشمای خستش و به در دوخته

انگاری چش به راه مهمونه

مهمونی که داره میاد امشب

عمریه داره روضه میخونه

بسه تو دنیا موندنت اقا

دنبالت اومدم بریم خونه

هر جا تو باشی خونمون اونجاست

بی تو علی بهشت زندونه

راستی الان داریم میریم خونه

گفتی وصیتای اخر رو

گفتی کجا باید بره زینب

گفتی گلای یاس پر پر رو

گفتی علی به گوش عباسم

قصه مشک و تیر اخر رو

گفتی برا حسن پسر هاش و

گفتی برا حسین اکبر رو

گفتی برا حسین مظلومم

تیر و گلوی خشک اصغر رو

گفتی به زینبم دم اخر

پیروهن دوخته مادر رو

گفتی برای زینبم باید

یه روز ببوسه زیر حنجر رو

گفتی براش قصه غارت رو

قصه گوشواره و معجر رو

گفتی باید که از دل اتیش

نجات بده سه ساله دختر رو

گفتی یه روز میبینه تو گودال

جون دادن و بریدن سر رو


تنها مرجع اشعار حاج محمود کریمی shear.blog.ir
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۱:۱۴
مصطفی چ

سلام علیکم در این شبها برای همه جوانان این سرزمین همه ی آنان که در جنگ با داعشیان هستندو چه انانی که در جنگ با نفس خود به دعا نیاز دارندبرای این حقیر هم دعا کنید

برای رهبر فرزانه مان هم دعا فراموش نشود.

یاعلی در پناه حق.




_2016-06-07_00-

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۵
مصطفی چ

طرح| #مؤمن_متعبد_انقلابی یک صفت جامع امام خمینی بود


photo_2016-06-03

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۲۲
مصطفی چ




     انشالله بعد  امتحانات یعنی 1 تیر میام :



امام خمینی (ره) :

بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند .. من همواره به خلوص و صفاى بسیجیان غبطه مى خورم و از خدا مى خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجى ام. من مجدداً به همه ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض مى کنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترین ساده اندیشى این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصاً امریکا و شوروى از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند؛ لحظه اى نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت امریکا و شوروى کینه و دشمنى با اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- موج مى زند. باید براى شکستن امواج طوفانها و فتنه ها و جلوگیرى از سیل آفتها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم.

ملتى که در خط اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله- و مخالف با استکبار و پول پرستى و تحجرگرایى و مقدس نمایى است، باید همه افرادش بسیجى باشند و فنون نظامى و دفاعى لازم را بدانند، چرا که در هنگامه خطر ملتى سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگى لازم رزمى را داشته باشد .. خلاصه کلام، اگر بر کشورى نواى دلنشین تفکر بسیجى طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الّا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند. بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد.

2 آذر 67

روح اللَّه الموسوى الخمینى.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۰۷
مصطفی چ

اولین باری که با #شهید_سید_مرتضی_آوینی برخورد داشتم توی #خرمشهر بود...
اون ایامی که جنگ تن به تن شده بود و شهر داشت سقوط می‌کرد، همه؛ زن و مرد، پیر و جوون با هر چی که داشتند دفاع می‌کردند. توی اون بحبوحه یهو یه جوونی رو دیدیم که با دوربین اومده و از من داره فیلم می‌گیره! اعصابم ریخت به هم... گفتم مرد حسابی الان وقت فیلم گرفتنه؟! اون تفنگ رو بردار چهارتا تیر بنداز سمتشون...
نمی‌بینی دارن پیش میان؟
گفت: «من به چیز دیگه‌ای مأمورم، وظیفه‌ی الان من ثبت تصاویره و وظیفه‌ی شما جنگیدن!.»
(الان می‌فهمم چی گفت... کاری که اون فیلمها کرد شاید گلوله نمی‌کرد!)
خواستم آر پی جی بزنم اونم رفت پشت سرم که ازم فیلم بگیره،
شلیک کردم و بعد نگاه کردم پشت سرم دیدم نیست!
نگو آتیشِ آر پی جی پرتش کرده بود چند متر اونورتر!
نگاه کردم دیدم سیاه و دوده زده چسبیده به دیوار!

راوی: حجت الاسلام نریمیسا (اردوی #کربلای_جبهه_ها - برادران - سال 90)

🌷 کانال شهید آوینی👇👇
@
aviny_com

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۵۱
مصطفی چ




دریافت
حجم: 2.11 مگابایت

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۹
مصطفی چ


منبع سایت حضرت آقا میباشد.


 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۱۷
مصطفی چ