گرافیک

پوستر/بروشور/

گرافیک

پوستر/بروشور/

7Learn
  • ۰
  • ۰

#کاوه_مدنی

وقتی ارزش ها عوض می شود ، عوضی ها با ارزش می شوند. 
گاندی...


#کاوه_مدنی

  • مصطفی چمران
  • ۰
  • ۰

زمان، بادی است که می‌وزد؛ هم هست و هم نیست. آنان را که ریشه در خاک استوار دارند از طوفان هراسی نیست. جنگ می‌آمد تا مردانِ مرد را بیازماید. جنگ آمده بود تا از خرمشهر دروازه‌ای به کربلا باز شود. 

  • مصطفی چمران
  • ۰
  • ۰

🚨اینکه رئیس‌جمهور آمریکا میگوید توانسته داعش را شکست دهد، دروغ است

⛔️ ۷تریلیون دلار در منطقه خرج کردند و سودی برایشان نداشت


رهبر انقلاب، صبح امروز: آن کسانی که دیروز آشکار و غیر آشکار از داعش حمایت می‌کردند، امروز ادعا می‌کنند که در مقابله‌ی با آن‌ها حضور داشتند و آن‌ها را شکست دادند! آن‌هم به دروغ، چنین چیزی نیست. آن‌ها هیچ دخالتی نداشتند.

🔹در این نطقی که رئیس جمهور آمریکا همین چند ساعت قبل از این کرد میگوید که ما توانستیم داعش را در سوریه شکست بدهیم؛ دروغ واضح و فاضح!

🔹آنها آنجایی که لازم دانستند وارد شدند و کمک کردند آنجایی که عناصر اصلی داعش در محاصره بودند وارد شدند و آنها را نجات دادند ... قبل هم در ایجاد داعش آنها موثر بودند.

🔹با پول سعودی و امثال سعودی آنها توانستند این موجودات خبیث را به وجود بیاورند و به جان ملت عراق و سوریه بیندازند؛ منتها مقاومت در مقابل آمریکا و در مقابل عوامل آمریکا توانست این دو کشور را نجات بدهد بعد از این هم همین جور است.

🔺همین چند روز قبل از این، رئیس‌جمهور آمریکا گفت ما ۷ تریلیون [دلار] در منطقه‌ی غرب آسیا -به قول او خاورمیانه- خرج کردیم و هیچ‌چیزی گیرمان نیامد؛ راست می‌گوید، چیزی گیرشان نیامده است و بعد از این هم آمریکا هرچه خرج کند، در این منطقه هیچ‌چیزی گیرش نخواهد آمد.٩٧/١/٢۵


  • مصطفی چمران
  • ۰
  • ۰

هیچوقت اجازه ندید برای منافع احزاب و جناح های مختلف منافع ملی رو زیر پا بزارید 

هیچوقت اجازه ندید منافع حزبتون باعث بشه چشمتون نسبت به حقایق کور بشه 

هیچوقت اجازه ندذید احزاب و جریانات انصاف رو ازتون بگیرن ....


  • مصطفی چمران
  • ۲
  • ۰

‌‌شهری در آسمان (قسمت پنجم)


خرمشهر شقایقی خون‌رنگ است که داغ جنگ بر سینه دارد... داغ شهادت. ویرانه‌های شهر را قفسی درهم‌شکسته بدان که راه به آزادی پرندگانِ روح گشوده است تا بال در فضای شهر آسمانی خرمشهر باز کنند. زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است. سلامت تن زیباست، اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند که در باغ نهاده باشند. و مگر نه آنکه گردن‌ها را باریک آفریده‌اند تا در مقتل کربلای عشق آسان‌تر بریده شوند؟ و مگر نه آنکه از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند که حسین را از سر خویش بیش‌تر دوست داشته باشد؟ و مگر نه آنکه خانه‌ی تن راه فرسودگی می‌پیماید تا خانه‌ی روح آباد شود؟ و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه‌ی سرگردان آسمانی، که کره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند؟ و مگر از درون این خاک اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرم‌هایی فربه و تن‌پرور بر می‌آید؟ پس اگر مقصد را نه اینجا، در زیر این سقف‌های دلتنگ و در پس این پنجره‌های کوچک که به کوچه‌هایی بن‌بست باز می‌شوند نمی‌توان جست، بهتر آنکه پرنده‌ی روح دل در قفس نبندد. پس اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر. پرستویی که مقصد را در کوچ می‌بیند، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد.

سید صالح خاطراتی از مجید خیاطزاده تعریف می‌کند. 

‌‌زندگی زیباست، اما از مجید خیاطزاده بازپرس که زندگی چیست. اگر قبرستان جایی است که مردگان را در آن به خاک سپرده‌اند، پس ما قبرستان‌نشینان عادات و روزمرگی‌ها را کی راهی به معنای زندگی هست؟ اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر. پرستویی که مقصد را در کوچ می‌یابد از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد... 

سید صالح موسوی نمی‌توانست شهادت مجید را ببیند و ندید. خبر شهادت او را در پِرشِن هتل آبادان به سید صالح رساندند... اما تو می‌دانی که هر تعلقی، هر چند بزرگ، در برابر آن تعلق ذاتی که جان را به صاحب جان پیوند می‌دهد کوچک است. پیکر مجید را برادرش رضا غسل داد که اکنون خود او نیز به قبیله‌ی کربلاییان الحاق یافته است. 

‌‌محل قبلی کتابخانه‌ی امام صادق و منزل شهید جهان‌آرا 
‌‌اینجا زمزمی از نور پدید آمده است... و در اطراف آن قبیله‌ای مسکن گزیده‌اند که نور می‌خورند و نور می‌آشامند. زمزم نور در عمق خویش به اقیانوسی از نور می‌رسد که از ازل تا ابد را فرا گرفته است و بر جزایر همیشه‌سبز آن، جاودانان حکومت دارند. 

این نام‌ها که بر زبان ما می‌گذرند، تنها کلماتی نگاشته بر شناسنامه‌هایی که بر آن مهر «باطل شد» خورده است، نیستند. ما جز با صورتی موهوم از عوالم رازآمیز مجردات سر و کار نداریم و از درون همین اوهامِ سراب‌مانند نیز تلاش می‌کنیم تا روزنی به غیب جهان بگشاییم. و توفیق این تلاش جز اندکی بیش نیست. 

پروانه‌های عاشق نور بال در نفس گل‌هایی می‌گشایند که بر کرانه‌ی سبز این چشمه‌ها رسته‌اند. و نور در این عالم، هر چه هست، از آن نورالانوار تابیده است که ظاهرتر و پنهان‌تر از او نیست. و مگر جز پروانگان که پروای سوختن ندارند، دیگران را نیز این شایستگی هست که معرفت نور را به جان بیازمایند؟ و مگر برای آنان که لذت این سوختن را چشیده‌اند، در این ماندن و بودن جز ملالت و افسردگی چیزی هست؟ 

کتابخانه‌ی مسجد امام جعفر صادق بر تقوا اساس گرفته بود و این است زمزم نور، و اینانند قبیله‌ی نورخواران و نورآشامان. و قوام این عالم اگر هست در اینان است واگرنه، باور کنید که خاک ساکنان خویش را به‌یکباره فرو می‌بلعید. مسجد جامع خرمشهر قلب شهر بود که می‌تپید و تا بود، مظهر ماندن و استقامت بود و آن‌گاه نیز که خرمشهر به اشغال متجاوزان در آمد و مدافعان ناگزیر شدند که به آن سوی شط خرمشهر کوچ کنند، باز هم مسجد جامع مظهر همه‌ی آن آرزویی بود که جز در بازپس‌گیری شهر بر آورده نمی‌شد. مسجد جامع، همه‌ی خرمشهر بود. 

خرمشهر از همان آغاز خونین‌شهر شده بود. خرمشهر خونین‌شهر شده بود تا طلعت حقیقت از افق غربت و مظلومیت رزم‌آوران و بسیجیانِ غرقه‌درخون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر این آفاق می‌توان نگریست؟ آنان در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند و پیکرهاشان زیر شنی تانک‌های شیطان تکه‌تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پیوست. اما... راز خون آشکار شد. راز خون را جز شهدا در نمی‌یابند. گردش خون در رگ‌های زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین‌تر است و نگو شیرین‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین‌تر است. راز خون در آنجاست که همه‌ی حیات به خون وابسته است. اگر خون یعنی همه‌ی حیات و از ترک این وابستگی دشوارتر هیچ نیست، پس بیش‌ترین از آن کسی است که دست به دشوارترین عمل بزند. راز خون در آنجاست که محبوب، خود را به کسی می‌بخشد که این راز را دریابد. و آن کس که لذت این سوختن را چشید، در این ماندن و بودن جز ملالت و افسردگی هیچ نمی‌یابد. 

آنان را که از مرگ می‌ترسند از کربلا می‌رانند. مردانِ مرد، جنگاوران عرصه‌ی جهادند که راه حقیقت وجود انسان را از میان هاویه‌ی آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب کرده‌اند تا فتوت آشکار شود و راه فنا را به آنان بیاموزد. و مؤ‌انسان حقیقت آنانند که ره به سرچشمه‌ی فنا جُسته‌اند. 

آنان را که از مرگ می‌ترسند از کربلا می‌رانند. وقتی کار آن‌همه دشوار شد که ماندن در خرمشهر معنای شهادت گرفت، هنگام آن بود که شبی عاشورایی بر پا شود و کربلاییان پای در آزمونی دشوار بگذارند... 

کربلا مستقر عشاق است و شهید سیدمحمدعلی جهان‌آرا چنین کرد تا جز شایستگان کسی در آن کربلا استقرار نیابد. شایستگان آنانند که قلبشان را عشق تا آنجا انباشته است که ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد. شایستگان جاودانانند؛ حکمرانان جزایر سرسبز اقیانوس بی‌انتهای نورِ نور که پرتوی از آن همه‌ی کهکشان‌های آسمان دوم را روشنی بخشیده است. 

ای شهید، ای آن که بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای، دستی بر آر و ما قبرستان‌نشینانِ عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.






  • مصطفی چمران
  • ۰
  • ۰

▪️ بیانیه ۱۵۰ سال قبل علما در باره نامگذاری سال ۱۳۹۷


▪️ رهبر معظم انقلاب اسلامی سال ۱۳۹۷ را سال حمایت از کالای ایرانی اعلام کرده و این اقدام را اصلی ترین گزینه برای عبور از مقطع حساس و سرنوشت‌ساز کنونی دانسته اند. پیش از این نیز بارها و بارها اعلام کرده اند که  "‌اقتصاد مقاومتی یک شعار نیست، بلکه یک واقعیتی است که می‌بایست محقق شود.‌" 

 

▪️در همین خصوص یک سند تاریخی ضد سلطه اقتصادی بیگانگان به منظور تشویق اقتصاد ملی و اقتصاد مقاومتی در ۱۵۰ سال پیش وجود دارد که به پیشگامی روحانیت و علماء در این قضیه اشاره دارد. 


▪️این سند بسیار قابل تامل و جالب تاریخی که مربوط به سال 1241 شمسی است توسط علمای سرشناس تنظیم و به امضا رسید که به این شرح است: 

« این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن‌الملک، متعهد و ملتزم شرعی شده‌ایم که مهماامکن بعد ذلک تخلف ننماییم؛ فعلا پنج فقره است: 


▪️اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمی‌نماییم. حرام نیست کاغذ غیرایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم؛ ماها به این روش متعهدیم. 


▪️ثانیاً: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه‌های دیگر ایرانی باشد، متعهد شده‌ایم بر آن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلوة برآن میّت بخواهند. ماها را معاف دارند. 


▪️ثالثاً: ملبوس مردانه جدید که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قرار دادیم مهماامکن، هر چه بدلی در ایران یافت می‌شود، لباس خودمان را از آن منسوخ نماییم و منسوج غیرایرانی را نپوشیم و احتیاط نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیرایرانی را، اما ماها ملتزم شده‌ایم حتی‌المقدور بعد از این تاریخ، ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و متخلف، توقع احترام از ماها نداشته باشند. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن. 


▪️رابعاً: مهمانی‌ها بعد ذلک ولو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، باید مختصر باشد. یک پلو و یک خورش و یک افشره. اگر زاید بر این کسی تکلف دهد، ماها را به حضور خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش، مهمانی می‌نماییم. هرچه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود. 


🔹خامساً: وافوری اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به منزل او نمی‌رویم؛ زیرا که آیات باهره: "ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین"، " ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین" ، " ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکه " و حدیث " لاضرر و لاضرار" ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و مسری است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده. بعد از این، هر که را فهمیدیم وافوری است به نظر توهین و خفت می‌نگریم. 


▪️ اسامی امضا‌کنندگان: حجت‌الاسلام آقا نجفی اصفهانی، ثقةالاسلام حاج آقا نورالله، الاحقر حسین بن جعفر فشارکی، آقا شیخ مرتضی ریزی، جناب رکن‌الملک، آقا میرزا محمدتقی مدرس، حاجی سید محمد باقر بروجردی، حاجی میرزا محمدمهدی جویباره‌ای، السید ابوالقاسم الدهکردی، حاجی سید ابوالقاسم زنجانی، آقامحمد جواد قزوینی


💬 حسام الدین آشنا

  • مصطفی چمران